مدح و مناجات با امام هادی (علی النقی) علیهالسلام
ایکه فوراً حلِ مشکل میکنی با یک نگاه هر گرفتاری صدایت کرد در اعماقِ چاه هرکه شد گمراه؛ دستش را به دستت زد گره حضرت هـادی شدی تا پا نگـیرد اشتباه گم شدیم و خستهایم از وحشتِ بیراههها آمدی و حال ما گـمگـشـتهها شد روبـراه آن به آن داری به احسان عادت و عمریست که کاه میسازی پس از اقرار؛ از کوهِ گناه میشود با خواندنِ یک "جامعه" کنجِ حرم حالِ هر درمانده و هر دلشکسته روبراه هر سحر خورشید میگردَد به دُورِ گنبدت شد برای ماه؛ صحـنِ سـامرایت سرپـناه از پدر جود و کرَم را ارث دادی بر پسر شد پسر حُسنِ عیان! فرزندِ نابش دلبخواه آنکه غیبت قسمتش شد، آنکه بیتابش شدیم میرسید ایکاش از حالَش خبرها گاهگاه ذکرِ "یا هادی" گرفتیم و به تو رو میزنیم کاش میانداخـتی بر سائـلانِ خود نگـاه! |